رمان‌هایی برای ساخت معنا

اگزیستانسیالیسم، برخلاف اسم سخت و عجیب و غریبش، مفهوم ساده‌ای دارد. این مکتب فلسفی، روان‌شناختی و ادبی که در زبان فارسی با نام «هستی‌گرایی» شناخته می‌شود، اصطلاحی است که به نظریات اکثر فیلسوفان قرن نوزدهم و بیستم میلادی اطلاق می‌شود. این فلاسفه با وجود تفاوت‌های جزئی، بر یک باور معین، هم‌نظر بودند. آنان معتقد بودند که هرگونه اندیشه‌ی فلسفی، باید تنها به موضوع انسان ختم شود.

اگر بخواهیم بن‌مایه‌ی حرف این فلاسفه را در جملاتی ساده خلاصه کنیم، باید بگوییم که هستی‌گرایی یعنی هیچ معنایی در جهان، زندگی و فردیت انسان‌ها وجود ندارد؛ مگر این‌که توسط خود انسان ساخته شود و اصالت یابد. دراصل، تمرکز اگزیستانسیالیست‌ها بر ساخت معناهایی واقعی و رد کردن هرگونه معنای حقیقی در جهان بوده است.

این تفکر به صورت جدی با نظریات سورن کی‌یرکگور، فیلسوف دانمارکی قرن نوزدهم آغاز شد. گابریل مارسل، کارل یاسپرس، سیمون دو بووآر، فردریش نیچه، ژان پل سارتر و بوریس ویان، از دیگر فلاسفه‌ی مشهور هستی‌گرایی هستند. چهار نفر آخر این لیست، یک ویژگی مهم‌تر هم دارند. آنان با تزریق فلسفه‌ی هستی‌گرایی به ادبیات، توانسته‌اند شروعی بر خلق آثار ادبی هستی‌گرایانه باشند و این مکتب را در دل قوالب مختلفی، اعم از شعر، مقاله، نمایش‌نامه، داستان کوتاه و رمان، تثبیت کنند.

ادبیات هستی‌گرایانه

نکته‌ی بارزی که می‌توانیم در ادبیات هستی‌گرایانه ببینیم این است که اگزیستانسیالیست‌ها با تکیه بر تعابیر بالا، سعی کرده‌اند تا دیدی نو را وارد ادبیات کنند. درواقع با ورود هستی‌گرایان بود که ادبیات یک‌نواخت کلاسیک، معناهای جدیدی را پیش روی خود دید. هستی‌گرایان برخلاف آثار گذشته، سعی کردند تا به جای استفاده‌ی تکراری از معناهای کلیشه‌ای به خلق تعاریف جدیدی بپردازند و علاوه بر بستر معنایی جدید، از مولفه‌ها، موتیف‌ها، تکنیک‌ها و کارکردهای بکری بهره ببرند که همگی با توجه به تعویض بستر زیرین معنا، عادی و ضروری به نظر می‌رسیدند.

تعدادی از مشهورترین نویسندگان هستی‌گرایانه‌ی تاریخ، تا به امروز عبارت‌اند از: «هاینریش بل، توماس مان، فرناندو پسوا، هرمان هسه، ساموئل بکت، اروین دی یالوم و ارنستو ساباتو.»

ما هم در این مقاله قصد داریم تا سه رمان اگزیستانسیالیستی برجسته را به شما معرفی کنیم تا پیش‌نهادهای خوبی برای خرید کتاب در این حوزه داشته باشید.

یادداشت‌های زیرزمین

عادت کرده‌ایم که تا نام بزرگ فئودور داستایوفسکی را می‌شنویم، یاد آثار مشهوری چون جنایت و مکافات، ابله، قمارباز و برادران کارامازوف بیفتیم. اما شاید جالب باشد که بدانید، زمینه‌ی نگارش اکثر آثار مشهور داستایوفسکی، در کتابی به نام «یادداشت‌های زیرزمین» ریشه دارند.

یادداشت‌های زیرزمین، در سال 1864 میلادی توسط داستایوفسکی نوشته شد و بسیاری از منتقدین، این کتاب را شروعی بر ساخت مکتب اگزیستانسیالیسم می‌دانند. درواقع نکته‌ی عجیب این است که اثر مذکور، اولین رمان اگزیستانسیالیستی نیست و هست! زیرا هنوز در زمان نگارش کتاب، اگزیستانسیالیسم به صورت عمیق، صاحب مانیفست نشده و عمل‌گرایی خاصی از خودش بروز نداده بود. پس نمی‌توانیم برچسب هستی‌گرایانه بودن را روی اثر داستایوفسکی بزنیم.

اما از طرف دیگر، بسیاری از عناصر موجود در اگزیستانسیالیسم از یادداشت‌های زیرزمین ریشه گرفته‌اند؛ پس حتی خود مکتب را می‌توانیم، زیرشاخه‌ای از تفکرات و نظریات داستایوفسکی بدانیم!

در این اثر جذاب که نیمی از آن حالت رمان و نیم دیگر، حالت اتوبیوگرافی دارد، ماجرای مردی را می‌خوانیم که تقریبا از جامعه کناره گرفته و نمی‌تواند ارتباطات معمول و عُرفی مردم را درک کند. طبیعتا این تنهایی، بستری مناسب برای خلق یک داستان عمیق و القای تفکرات شخص نویسنده در قالب تفکرات شخصیت اول اوست.

تجربه و آزمون و خطا، دو عنصر مهمی هستند که در این رمان مشاهده می‌شوند و از نکات بارز فلسفه‌ی اگزیستانسیالیستی هستند. درواقع شخصیت اول داستان با مرور گذشته‌های زندگی خود، سعی می‌کند تا مهم‌ترین معضلات خود و جامعه‌اش را تحلیل کند. او بعد از تحلیل این مسائل، سعی می‌کند تا با دیدی نو، آرمان‌گرایی شخصی خود را در قالب یادداشت‌هایش منتشر کند و به خلق آرمان‌شهری بپردازد که در آن، کلیشه‌ها، خرافه‌ها، باورهای دوست‌نداشتنی و... جایی برای عرض اندام نداشته باشند.

بنابراین، اگر بعضی‌ها چارچوب‌های اجتماعی روی مخ‌تان راه می‌روند، شاید خرید کتاب حاضر بتواند کمک‌حالی برای درک ساخت معنایی جدید و دل‌خواه باشد.

image_b72e4f5d07fe71b6e987965359a0fa0b6affc79a.jpg

بیگانه

آلبر کامو، دیگر نویسنده‌ای است که در لیست ما جای می‌گیرد. او توسط بسیاری از منتقدین به عنوان یکی از بهترین نویسندگان هستی‌گرا شناخته می‌شود. گرچه که خود او این مدعا را رد می‌کند و در جایی می‌گوید: «نه، من اگزیستانسیالیست نیستم. هم سارتر و هم من همیشه متعجب بوده‌ایم که چرا نام ما را پهلوی هم می‌گذارند!»

البته این مخالفت را تا حدی می‌توانیم به اختلاف او با سارتر و یا تلاشش (از جایی به بعد) برای رد هرگونه وابستگی ایدئولوژیک به هر مکتبی بدانیم. در این صورت، کماکان طبق نمادگرایی‌ها، مولفه‌ها و عناصر داستانی آثارش، کامو یک اگزیستانسیالیست معرفی می‌شود. حتی اگر از این نکته عبور کنیم هم باز، نمی‌توانیم با رد اگزیستانسیالیست بودن خود نویسنده، آثار او را اگزیستانسیالیستی فرض نکنیم.

یکی از کتاب‌های او که علقه‌ای خاص به هستی‌گرایی را پیش چشم مخاطب می‌آورند، بیگانه است. رمان بیگانه در سال 1942 میلادی نوشته شد و علاوه بر هستی‌گرا بودن، به عنوان یک اثر موفق پوچ‌انگارانه هم شناخته می‌شود. روزنامه‌ی لو موند فرانسه، این کتاب را به عنوان یکی از صد کتاب برتر قرن بیستم معرفی کرده بود.

حال بیایید به خود کامو بازگردیم. این نویسنده‌ی فرانسویِ الجزایری‌الاصل، اتحادیه‌ای بین‌المللی را به وجود آورد که شعارش «محکوم کردن هر دو ایدئولوژی شکل گرفته در آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی» بود. و همین شعار می‌تواند یکی از مهم‌ترین سندها در اثبات هستی‌گرایانه بودنِ کامو باشد! زیرا او به طرزی آشکار به ساخت معنایی پرداخته است.

از طرف دیگر، ماهیت داستانی رمان بیگانه، کمک شایانی به درک مکتب هستی‌گرایی می‌کند. تصور کنید بدون این پیش‌فرض که قرار است نگاه جدیدی به معنا داشته باشیم، چه‌قدر سخت بود، درک مردی که فردای مرگ مادر خودش «حمام دریا می‌گیرد، رابطه‌ی نامشروع با یک زن را شروع می‌کند و برای این‌که بخندد به تماشای یک فیلم خنده‌دار می‌رود!!!»

image_9cfdfc1d795d83ca20ddb6375358f056d29ac7ec.png

طاعون

انتخاب سوم ما برای پیش‌نهاد خرید کتاب اگزیستانسیالیستی، باز هم از آلبر کامو است. کتاب طاعون که به قول خود کامو «بی‌گفتگوگذاری است از سرکشی انفرادی به جهان اجتماعی، اجتماعی که باید در مبارزه‌هایش شرکت کرد...» ببینید که چه‌قدر زیبا می‌شود برای یک رمان، مانیفست طراحی کرد و آن هم چه مانیفستی؟ یک خط بامسما که می‌تواند کلیدی باشد بر دریافت دقیق مفاهیم هستی‌گرایانه‌ی یک داستان...

رمان طاعون در سال 1947 میلادی نوشته شد و به سرعت تبدیل به یکی از مهم‌ترین و پرفروش‌ترین آثار داستانی با زمینه‌ی فلسفی شد.

در این داستان، یک بیماری همه‌گیر در شهر اُران را داریم که قرار است بین موجی از تعارضات اجتماعی، جهان خرافه‌زده، بی‌مسئولیتی عرف‌شده و... توسط یک قهرمان معمولی‌تر از معمولی، بهبود یابد. درواقع بیماری ویروسی، نمادی از بیماری بزرگ‌تری است که به صورت ایدئولوژیک به جان شهر اُران –که خودش مجازی جزء از کل تمام جهان امروزی است- افتاده است. پس نیاز است تا قهرمان داستان، معنی جدیدش را بسازد و با آن در مبارزه‌ی مورد نظر کامو شرکت کند.

یکی از تمهیدات نویسندگان هستی‌گرا برای تزریق فلسفه‌ی مورد نظرشان، استفاده از دردهای مشترک بشری است. درواقع از نظر آنان در طول شادی‌های پوچ، نمی‌توان دغدغه‌ای برای درک نیاز به ساخت معنا داشت. دیگر تمهید آنان، آیینه‌وار کردن مشکلاتی است که قبلا حل نشده‌اند؛ درواقع یک بیماری همه‌گیر و بحران‌هایی از این دست، معمولا توسط حاکمیت‌ها لاپوشانی می‌شوند و مردم تنها می‌توانند نقش قربانی را در این بزنگاه‌ها بازی کنند. اما با طی طریقی که کامو ارائه می‌کند، می‌توان با ساخت معنایی جدید، حتی چنین معضلاتی را هم حل کرد.


/ 0 نظر / 16 بازدید